محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
484
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
آمال خود كرده جز حرف ندامت و رقم پشيمانى مضمونى نديد . بنابرين به اهتداى عقل عاقبت بين اقتدا « 1 » به خرد عافيت قرين ، عرضهاى مشتمل بر اظهار اخلاص و اعتقاد و محتوى بر آثار صدق و سداد ، مصحوب قاصد دانش « 2 » نهاد ، نزد حسين خان شاملو فرستاد مضمون عريضه آنكه چون نواب شهريار نامجو را با طبقهء شاملو نظر التفاتى « 3 » هست و درين عهد تو ريش سفيد اين قوم و مقدم اين طايفهاى ، التماس آنست كه گناه اين حقير كثير التقصير را در خواهى و از نواب سكندر صفات رخصت طواف عتبات عاليات سدرهء مرتبات حاصل كرده يكى از امراى معتمد را بمحافظت ولايت طالش ارسال داشته ضبط قلعه در عهدهء انتظام و اهتمام او قرار دهيد تا بنده قلعه را تسليم كرده متوجه عتبات گردم . و حسين خان بعد از اطلاع بر مضمون نامه و تقرير قاصد ، مكتوب [ 266 ] امير حمزه خان را بجنس ، بمطالعهء اركان دولت رسانيده التماس انجاح مطالب و مآرب خان مشار اليه نموده و نواب گيتى پناه اشاره فرمود كه حسين خان خلعت رخصت جهت او برده بمحافظت قلعه قيام نمايد و حسين خان بعد از قرار مهمات گيلان و استقرار عليخان بر مسند حكومت و فرمان ، لشكريان خود را روانهء خطهء قم كه مخصوصش بود فرمود و با جمعى از نزديكان متوجه ولايت طالش گرديد اما ملازمان حسين خان كه روانهء قم بودند ، چون يك دو منزل از نواحى گيلان طى نمودند ، جمعى از گيلكان وحشى صفت ، كه در روز فتح لاهيجان فرار كرده به جنگلها رفته بودند ، اتفاق نموده بر سر راه آنجماعت آمدند و در كمينگاهى قرار گرفتند و چون آن فرقه به آن حوالى رسيدند ، خالى الذهن از روى تمكين ميراندند كه به يك ناگاه آن گروه كينه خواه از كمينگاه بيرون آمدند و خود را بر آن جمع غافل زدند و چند كس را زخمدار ساخته چند سر اسب از ايشان بردند
--> ( 1 ) - م : عاقبت و اقتدا ( 2 ) - م : قاصدانش ( 3 ) - م : التفات